سپهر
توضیحات
پس از سوء قصد نافرجام به جان کمال خان، او با الماس «چشم شیطان» که به مالکش قدرت میدهد، ناپدید میشود. برادرش صمصام الدوله کارآگاهی به نام محمود خان را برای یافتن او مأمور میکند. محمود خان به اصفهان میرود و با سولماز و خالهٔ او و شوهر خاله اش رشید پاشا که برای یافتن چشم شیطان از عثمانی آمدهاند رو به رو میشود










