سپهر
توضیحات
داستین بازیکن بیسبال بیش از ده سال در لیگ دسته ۲ بازی کرده و از خانواده و شهرش دور بوده به امید اینکه شاید به لیگ دسته اول دعوت شود اما این اتقاق هیچگاه رخ نداده است او حتی نامزدش ریچل را به خاطر مسافرت های زیادش ترک کرده است. داستین امسال نیز به لیگ دعوت نمیشود و مجبور میشود به شهر خود بازگردد. داستین به محض بازگشت به سراغ نامزد سابقش ریچل می رود اما او قرار است با دندانپزشک شهر ازدواج کند. داستین که هیچ شغلی ندارد نزد مادرش زندگی میکند و بسیار نا امید است. تا اینکه نامزدی ریچل نیز به هم می خورد، داستین از او می خواهد که گذشته را فراموش کنند و ریچل او را میبخشد اما در همین شرایط داستین به لیگ یک دعوت میشود. او دوباره ریچل را رها کرده و به باشگاه میرود اما ...
